الحاج محمد كريمخان الكرماني ( مترجم : ابراهيمى )
389
دقائق العلاج ( فارسي )
نيست زيرا زهر آن است كه بسرعت در بدن بچرخد ، اخلاط را به حركت درآورد روان را از كار بيندازد ، بدن را بيچاره كند ، ببرد و بسوزد و تكهتكه كند و مانند اين پس هواى سمى وبائى بناچار داراى حرارت است ، بنابراين درمان سميت هوا با ايجاد برودت و خشكى امكان دارد و شفادهنده خداوند است نه غير او . بايد دانست كه سرد خشك كارش كند است و خلطها را غليظ مىكند و از سم ديرتر اثر مىپذيرد و رطوبت هم اثر را به زودى مىپذيرد و براى اين منظور خوب نيست پس بايد بيمار را با داروهائى مانند : بزر البنج ( گياه بنگدانه - مترجم ) ريشه لفاح ( مهرگياه ) ترياق الهواء ، دوغ ، باقلا و مانند آن درمان كرد و بايد داروهائى بعنوان ضد سم به كار رود كه بنا بر خاصيتى كه دارند اين كار از آنها ساخته باشد و پارهاى از اين داروها را در فوق نام بردهايم و عمده اين است كه بر خدا توكل كنيم ، وَ إِنْ يَمْسَسْكَ اللَّهُ بِضُرٍّ فَلا كاشِفَ لَهُ إِلَّا هُوَ وَ إِنْ يُرِدْكَ بِخَيْرٍ فَلا رَادَّ لِفَضْلِهِ يُصِيبُ بِهِ مَنْ يَشاءُ مِنْ عِبادِهِ وَ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِيمُ « 1 » . فصل ورم معده « 2 » سبب اين نوع ورم پرى بدن از خون است و نشانهاش درد ، سوزش و التهاب آن است و گاه با تب همراه مىباشد و چهبسا كه به صورت نوبه درمىآيد مانند بلغمىها اما لرز ندارد و درمانش آن است كه نخست فصد باسليق كنند و
--> ( 1 ) يكى از برادران براى من روايت كرد كه در قزوين وبائى همهگير شد اما در يكى از دهات آن كسى نمرد و از اهل آنجا تحقيق كردم گفتند هركه را به اين بيمارى گرفتار مىشد فصد مىكرديم و خون زيادى از او مىگرفتيم و بهبود مىيافت و كسى نمرد . مؤلف اعلى الله مقامه ( 2 ) ( Gastrite )